رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان، برجستهترین آیات اجتماعی و سیاسی در تفسیر حضرت آیتالله خامنهای را تبیین کرده است.
در این مطلب، دکتر محمد عترت دوست، استاد دانشگاه، منطق قرآنی حکمرانی در تعامل بین ادیان مختلف را بررسی کرده است.
این مطلب خلاصهای از درسگفتار برنامه «بیان قرآن» است که در سالهای اخیر به مناسبت ماه رمضان توسط مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شده است.
متن کامل در بخش ادامه مطلب
تبیین برجستهترین آیات اجتماعی و سیاسی در تفسیر حضرت آیتالله خامنهای
عدالت و مبارزه با ظلم؛ محور تعامل ادیان مختلف


رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن ماه رمضان، برجستهترین آیات اجتماعی و سیاسی در تفسیر حضرت آیتالله خامنهای را تبیین کرده است. در این مطلب، دکتر محمد عترتدوست، استاد دانشگاه، منطق قرآنی حکمرانی در تعامل بین ادیان مختلف را بررسی کرده است.
این مطلب خلاصهای از درسگفتار برنامه «بیان قرآن» است که در سالهای اخیر به مناسبت ماه رمضان توسط مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شده است.


مسئله تعامل بین الادیان و گفتوگوهایی که باید بین ادیان برقرار شود، یک مبنای اساسی و اصلی در قرآن دارد. قرآن کریم در ۱۵ قرن پیش در آیه ۶۴ سوره مبارکه آلعمران فرموده است: «قُلْ یَأَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلىَ کَلِمَةٍ سَوَاءِ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکمُ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لَا نُشرْکَ بِهِ شَیئاً وَ لَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُون: بگو: اى اهل کتاب! بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است (و همه کتابهاى آسمانى و پیامبران آن را ابلاغ کردند) که: جز خداى یگانه را نپرستیم، و چیزى را شریک او قرار ندهیم، و بعضى از ما بعضى را اربابانى به جاى خدا نگیرد. پس اگر (از دعوتت به این حقایق) روى گرداندند (تو و پیروانت) بگویید: گواه باشید که ما (در برابر خدا و فرمانها و احکام او) تسلیم هستیم».
منظور از اهل کتاب، همه پیروان ادیان آسمانی و هر کسی است که پیامبری به سوی او ارسال شده یا کتاب آسمانی بر او نازل گشته است. قرآن کریم میفرماید به سمت سخنی بیایید که بین ما و شما و همه انسانها مشترک است. آن سخن مشترک، مسئله عبودیت خدای واحد و کنار گذاشتن خدایان متعدد و شرک ورزیدن به خداوند است. ما نباید عبد و غلام فرد دیگری و ظلمپذیر باشیم. مسئله ظلمپذیر نبودن بسیار مهم است.

وقتی ما مجموعه بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در سالهای اخیر در سالروز ولادت حضرت رسول صلّی الله علیه و آله یا در آغاز سال جدید مسیحی یا خطاب به سفرای کشورهای اسلامی را جمعآوری و دستهبندی میکنیم، متوجه میشویم که یکی از موضوعات بسیار مهمِ مورد تأکید در بیانات ایشان، سفارش به «رعایت عدل و مبارزه با ظلم» است. ایشان خیلی تأکید دارند که «اقامه عدل جزو اساس ادیان الهی» است. ایشان خطاب به پیروان ادیان میفرماید «دفاع مذهب از عدالت و مظلومین، موجب گرایش جوانان به دین» میشود. معظمله در موارد متعددی بیان کردهاند که «مبدأ، مسیر و منتهای تمام رسولان الهی، اقامه عدل در جامعه» بود.
مبنای بحث ایشان در این بیانات چیست؟ خود ایشان مبنای قرآنی بحثشان را توضیح دادهاند و اصلاً بحث را با آیات قرآن شروع کردهاند. اول اینکه ایشان دائماً تأکید دارند که هدف اصلی خلقت و هدف ارسال رسل، مسئله اقامه عدل است و دائماً هم به آیه ۲۵ سوره مبارکه حدید استناد کردهاند که میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنزَلْنَا الحْدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِىٌّ عَزِیز: همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو (ى تشخیص حق از باطل) نازل کردیم تا مردم به عدالت بر خیزند، و آهن را که در آن براى مردم قوت و نیرویى سخت و سودهایى است فرود آوردیم و تا خدا مشخص بدارد چه کسانى او و پیامبرانش را در غیاب پیامبران یارى میدهند یقیناً خدا نیرومند و تواناى شکستناپذیر است».
خدای متعال میفرماید ما پیامبرانمان و کتاب و میزان را فرستادیم تا خود مردم با کمک گرفتن از پیامبران و کتاب آسمانی و کمک گرفتن از میزان که همان مسئله عدالت و رعایت انصاف و معیار سنجش قوانین بشری است، عدالت و قسط را برپا دارند.
اینجا چند مطلب بسیار مهم وجود دارد که باید توضیح بدهیم. یکی اینکه اساساً عدل از منظر قرآن کریم به چه معناست؟ عدل از منظر ادیان به چه معناست؟ و عدل در عرف بشری و قوانین بشری به چه معناست؟ حضرت آقا و امام خمینی(ره) عدل را به چه معنا مطرح کردهاند؟ اندیشمندان مسلمان در این باره چه نظری دارند؟ ما باید یک تحلیل کلّی نسبت به این موارد داشته باشیم تا اصلاً بفهمیم عدل به چه معناست که خدای متعال هدف خلقت و ارسال رسل و انزال کتب آسمانی را مسئله عدالت قرار داده است.
یکی دیگر از نکات بسیار مهمی که وجود دارد، این است که آیا پیامبران باید برای بشریت عدل را ایجاد بکنند یا خود مردم متولی این اقامه عدل هستند؟ این مسئله به صورت ظریف در خود آیه با عبارت «لیقوم الناسُ بالقسط» مطرح شده است. «ناس» در این عبارت فاعل است و به این معنا است که مردم باید قسط و عدل را با کمک گرفتن از پیامبران و کتب آسمانی و میزان ایجاد بکنند. بنابراین ما اینجا داریم درباره «عدالت اجتماعی» صحبت میکنیم. این آیه صراحتاً بر موضوع عدالت اجتماعی تکیه دارد و ما میدانیم که هرگاه عدالت اجتماعی برقرار بشود، عدالت فردی هم برقرار خواهد شد و افراد هم به حق و حقوق خود دست پیدا میکنند.

حضرت آقا در تبیین این مسئله که عدالت چیست و عدالت چگونه محقق میشود، صراحتاً در بیانات مفصلی مطرح کردهاند که عدالت حقیقی در پرتو رهبری، اشاره به عبارت «أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ» و قانون مشخص، اشاره به «أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ» محقق میشود. ایشان در مباحث تفسیری خود به این نکته اشاره کردند که منظور از «میزان» در این آیه، آیین و سنتی است که صحّت باورهای اشخاص را میسنجد و زندگی سعادتمندانه افراد و جوامع به آن قوام مییابد.
الآن چه سنتی بهعنوان سنت اسلامی در جامعه ما حاکم است؟ وقتی از سنت سخن میگوییم، مرادمان فقط سبک و سیره پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله نیست، بلکه مجموعه سیره و سنتی است که از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و اهل بیت علیهمالسّلام تا سیره زندگانی حضرت مهدی عج و سبک حکومتداری ایشان میشناسیم؛ زیرا اینها «کلّهم نور واحد» هستند و ما در قرآن کریم به این موضوع امر شدیم.
حضرت آقا صراحتاً اشاره میکنند که در آیه «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»(۱) دو بار فعل «اطیعوا» تکرار شده است؛ یکبار برای خداوند که احکام و اوامر و نواهی خود را در قرآن فرموده است. در کنار این اطاعت، اطاعت از رسول خدا صلّی الله علیه و آله با تکرار فعل «اطیعوا» مطرح شده است.
حضرت آقا میفرمایند این اطاعت، اطاعت استقلالی است؛ یعنی رسول خدا صلّی الله علیه و آله و اولوالامر مستقلاً در کنار قرآن کریم اگر حکم یا مطلبی را امر و نهی کنند، ما موظف هستیم که اطاعت بکنیم. وقتی ما داریم راجع به اطاعت استقلالی صحبت میکنیم، باید مراقب باشیم که ممکن است مطالبی را رسول خدا صلّی الله علیه و آله و اولوالامر یا اهل بیت علیهمالسّلام بگویند که جزئیات آن حکم به صراحت داخل قرآن کریم نباشد، در این صورت حضرت آقا میفرمایند مشکلی نیست؛ بلکه نفس رسول خدا صلّی الله علیه و آله و اهل بیت علیهمالسّلام شارع هستند و میتوانند حکمی صادر کنند که در قرآن نیامده باشد.
همین که قرآن کریم اطاعت از نفس پیامبر صلّی الله علیه و آله و اولوالامر را بیان نموده و جایگاه ویژه آنها که «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً»(۲) خداوند اراده تکوینی کرده تا اینها دور از رجس و پلیدی و اهل بیت پیامبر خدا علیهمالسّلام باشند را مورد تأکید قرار داده است و در آیات متعدد دیگری هم به جایگاه آنها اشاره کرده است، نشان میدهد این افراد اطاعت استقلالی دارند و هر امر و حکمی که بیان کنند، ما میبایست اطاعت بکنیم. این چه ارتباطی با بحث ما دارد؟ چون وقتی مسئله اقامه عدل بهعنوان یکی از مهمترین وظایف پیروان ادیان الهی مطرح میشود، ممکن است این سؤال پیش بیاید که منظور کدام عدل است؟ ما وقتی داریم راجع به عدل صحبت میکنیم، برخی از مفسران فرمودند که چهار معنا درباره عدل در قرآن کریم آمده است که عبارتند از: توازن، تساوی، اعطای حقّ به صاحب حقّ و رعایت استحقاقها. البته برخی از مفسران هم بهصورت مبسوط فرمودند که مجموع آیات قرآن کریم درباره عدل، هشت معنا دارد.(۳)
آیتالله جوادی آملی به تفصیل درباره عدل صحبت کردهاند و هشت معنا را برای عدالت در نظر گرفتهاند که نهایتاً این هشت معنا را در اعطای حقّ به ذیحقّ جمع نمودهاند. ایشان مفصل مطرح میکنند که اساساً ذیحقّ کیست؟ این حقّ را از کجا آورده و چه کسی این حقّ را به او داده است؟ چه کسی این حقّ را باید به او بدهد؟ فرایند اخذ این حقّ به چه صورت است؟ حکومت چه وظیفهای دارد؟ افراد چه وظیفهای دارند؟
عالمان و اندیشمندان ما بهطور جزئی و تفصیلی و دقیق در رابطه با این موضوع طرح بحث کردهاند. علتش هم این است که مسئله عدل یکی از مسائلی است که اگر ما روی آن تأکید کنیم، همه ادیان و پیروان ادیان را میتوانیم حول این محور جمع بکنیم. این محور بنیادیترین محور برای ایجاد وحدت میان ادیان است. اگر ما میخواهیم در جامعه جهانی صلح ایجاد بکنیم، مهمترین محور در این زمینه مسئله عدل است و به همین دلیل است که خدای متعال صراحتاً به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله میفرماید که مهمترین وظیفه تو، اقامه عدل است: «وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ: من مأمور شدم که عدل را بین شما برپا کنم»(۴) و به همین دلیل است که خدای متعال میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ»(۵)؛ عدل الهی یک وظیفه همگانی است و همه باید تلاش کنند تا آن را برقرار کنند. منظور از همه هم پیروان ادیان اعم از مسیحیان و یهودیان و ادیان مختلف و مسلمانان است.

منطق قرآنی رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدارهای متعددی که با سفرای کشورهای خارجی و پیروان ادیان مختلف دارند. حضرت آقا بهطور خاص به جایگاه عدالت در زندگانی با برکت پیامبران الهی بهویژه حضرت عیسی علیهالسّلام اشاره کردهاند و میفرماید: «عیسی پرچمدار عدالتی آسمانی بود که ستمدیدگان زمین را به رهایی از اسارت قدرتهای ستمگر و قلدرهای متجاوز فرا میخواند».(۶) نکته جالب اینکه حضرت آقا در بیانات دیگری به داستان حضرت موسی علیهالسّلام و تقابل ایشان با فرعون اشاره میکنند و میفرمایند یکی از مهمترین وظایف حضرت موسی علیهالسّلام اقامه عدل و مبارزه با ظلم ستمگر بود و به آیات ۱۰ و ۱۱ سوره شعراء استناد میکنند: «وَ إِذْ نَادَی رَبُّکَ مُوسىَ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِین * قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لَا یَتَّقُون: (یاد کن) هنگامى را که پروردگارت موسى را ندا داد که: خود را به قوم ستمکار برسان * (به سوی) قوم فرعون (که به آنان بگویى:) آیا (از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست) نمیپرهیزید؟!».
خدای متعال در این آیات، قوم فرعون را قوم ظالم معرفی میکند. البته در آیات دیگری، ویژگیهای دیگری هم برای فرعون و قوم فرعون بیان شده است که عبارت از صفات مستکبر، برتریجو، طغیانگر، ظالم، مفسد، مستبد، مسرف و... است، با این حال ظلم از برجستهترین ویژگیهای قوم فرعون بود و ما میدانیم که ظلم مقابل عدل است. اینکه حضرت آقا در بیانات متعددی دائماً از مبارزه با ظلم ستمگر سخن میگویند، اشاره به همین است.

حالا ما چه کنیم که عدل محقق شود؟ حضرت آقا برای پاسخ به این پرسش، بیانات متعدد دارند. ایشان از نقطه مقابل عدل یعنی مسئله ظلم و مبارزه با ظالم آغاز میکنند؛ ایشان تأکید دارند وظیفه خطیر همه پیروان ادیان آسمانی، مبارزه با ظلم و ظالمان و ستمگران است، پیروی حقیقی از انبیاء الهی، مقابله با جنایت ظالمان و ستمپیشگان است. ایشان تصریح دارند که: «ما با یهودیها هیچ مشکلی نداریم، با مسیحیها هیچ مشکلی نداریم، با اصحاب ادیان در دنیا هیچ مشکلی نداریم؛ اما با غاصبان سرزمین فلسطین چرا؛ مشکل داریم.»(۷) بنابراین معیار ما برای مبارزه با غاصبان صهونیست و اسرائیل و امپریالیسم آمریکا و حکومتهای دیگر، مبارزه با ظلم است. ایشان میفرماید: «اسلام علیه ملتهای دیگر نیست، علیه ادیان دیگر نیست؛ علیه زور است، علیه ظلم است، علیه استکبار است، علیه سیطرهجوئی است.»(۸) به همین دلیل ایشان اعتراض به صهونیستها را وظیفه دستگاه یهودیت و مسیحیت هم شمردهاند.
ما خیال میکنیم مبارزه با صهیونیستها فقط وظیفه مسلمین است، در حالی که اینگونه نیست. حضرت آقا در دیدارهای متعددی که با سفرای کشورهای اسلامی و پیروان ادیان داشتهاند، اعتراض به صهیونیستها را وظیفه مسیحیان و دیگر ادیان هم دانستهاند. مگر مسیحیان پیروان حضرت عیسی علیهالسّلام نیستند؟ مگر یهودیان پیروان حضرت موسی علیهالسّلام نیستند؟ ما میگوییم حضرت عیسی علیهالسّلام پرچمدار عدالت آسمانی بود و حضرت موسی علیهالسّلام به مبارزه با فرعون ظالم امر شد. حرف ما این است که سیره این پیامبران الهی، مبارزه با ظلم بوده است. بنابراین اگر سیره این پیامبران الهی اینگونه بوده و مسیحیان و یهودیان خود را پیرو آنها میدانند، آنها هم باید به مبارزه با ظلم بپردازند و به ظلم جهانی صهیونیستها اعتراض بکنند.

در سیره پیامبران ما، مسئله اقامه عدل و مبارزه با ظلم مفصل مطرح شده است. حضرت آقا در ضرورت اقامه عدل بر این نکته تأکید میکنند که ای پیروان ادیان الهی! فکر نکنید اگر دنبال اقامه عدل و مبارزه با ظلم نباشید یا به این مسئله فقط در کشور خود توجه کنید و هیچ کاری با ادیان دیگر نداشته باشید، این کار در بلندمدت به نفع شما است، اینگونه نیست. ممکن است شما در محیط خودتان اقامه عدل و مبارزه با ظلم بکنید، اما نسبت به ظلمی که در کشورهای دیگر به انسانهای دیگر میشود، سکوت بکنید.
در نگاه قرآنی حضرت آقا منطق حکمرانی اسلامی این است که عدم اقامه عدل و مبارزه با ظلم در سطح جهانی، در بلندمدت به ضرر خود پیروان ادیان الهی خواهد بود. چرا اینگونه است؟ مبنای حضرت آقا در این زمینه، آیه ۴۰ سوره مبارکه حج است که میفرماید: «وَ لَوْ لَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لهُّدِّمَتْ صَوَامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَوَاتٌ وَ مَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا: و اگر خدا برخى از مردم را به وسیله برخى دیگر دفع نمیکرد، همانا صومعهها و کلیساها و کنیسهها و مسجدهایى که در آنها بسیار نام خدا ذکر میشود به شدت ویران میشدند».
در این آیه فقط به مساجد که متعلق به مسلمانان است، اشاره نشده و صومعهها و کنیسهها و کلیساها و معبدها و هر مکانی که مخصوص ادیان مختلف است و در آنها عبادت خدا صورت میگیرد را هم درمیگیرد. اگر پیروان ادیان الهی نسبت به ظلم در جهان سکوت بکنند و به مقابله نپردازند، این مسئله باعث نابودی خود آنها میشود. ممکن است کسی بگوید ما الآن با کشوری درگیر نیستیم و دچار این ظلم نشدهایم که بخواهیم با ظالم مبارزه بکنیم! در پاسخ میگوییم بله، ما الآن جنگ مستقیم با آمریکا و اسرائیل نداریم، اما منطق قرآنی حضرت آقا برای مبارزه با ظلم و تعامل بینالادیانی اینگونه است که در بیانات مختلف تأکید دارند که اگر گروهی ستمکار با ما در جنگ نباشند، لکن انسانهای دیگری را تحت تجاوز قرار دهد و ما قدرت نجات ایشان را داشته باشیم، عدم اقدام برای نجات مظلوم در حقیقت کمک به ظالم است.
(۱ سوره نساء، آیه ۵۹
(۲ سوره احزاب، آیه ۳۳
(۳ برای آگاهی بیشتر به تفسیر المیزان علامه طباطبایی و مجمعالبیان علامه طبرسی و تفسیر تسنیم آیتالله جوادی آملی مراجعه بشود.
(۴ سوره شوری، آیه ۱۵
(۵ سوره نحل، آیه ۹۰
(۶ پیام به مناسبت فرا رسیدن سال جدید میلادی ۱۳۶۶/۹/۱۰
(۷ خطبههای نماز جمعه تهران، ۱۳۸۷/۰۶/۲۹
(۸ ۱۳۸۶/۰۱/۱۷